رواق دانایی
معرفی کتاب
یک اسب ته گاراژ
انتشارات شهر قلم
خلاصه :
🐎تا به حال شنیدهاید که کسی در گاراژ خانهاش «اسب» نگه دارد؟ اما نه یک اسب معمولی که🌿 یونجه بخورد؛ اسبی از جنس آهن و فولاد که غرش میکند و جادهها را میبلعد!
این داستانِ🧐 پسرِ کنجکاوی به نام «اصغر قندچی» است؛ پسری که مدرسه برایش مثل یک قفس بود، چون🦁 دلِ شیر داشت و ذهنش پر از⚙ چرخدنده و موتور!
او از یک شاگردِ ساده شروع کرد، اما با 💪پشتکار و 🪄جادویِ دستهایش، بزرگترین کارخانهی🚚 کامیونسازی ایران را ساخت و اسبهای آهنینش را راهیِ تمام 🛣جادهها کرد. این کتاب،✨ قصهی تبدیل شدنِ یک رویا به واقعیت است؛ داستانی که به شما میگوید اگر عاشقِ چیزی باشید،🎇 حتی «غیرممکنها» هم شدنی هستند.
حالا نوبتِ شماست!🤓 فکر میکنید رازِ موفقیتِ اصغر قندچی چه بود؟ کتاب را بخوانید و نظراتِ هیجانانگیز و ایدههای خلاقانهتان را برای ما بفرستید؛ 🥰ما بیصبرانه منتظر شنیدنِ رویاهای💫 شما هستیم!
