رویدادهای عمومی

چهلم رهبر شهیدم


خلاصه :


برایت گریه خواهم کرد؛اما...صبح بعد از جنگ!پس از این لحظه‌های بی‌امان زخمی خون‌رنگ
تو را بعد از عبور دود و آتش، اشک می‌ریزمپس از پیروزی نور حقیقت بر شب نیرنگ
گرفتیم این زمان رو به سر دشمن فلاخن راصبوری کن دلم!باید که اکنون سنگ باشی سنگ!
غمت را مشت کن بر قلب اهریمن بکوب آن‌سانکه دیگر برنخیزد «هایی» از آن طبل مرگآهنگ
غمت را نیزه کن پرتاب کن آن‌سان که بی‌وقفهبیندازد پی تاتارها فرسنگ تا فرسنگ
تمام ابرها را دانه‌دانه گریه خواهم کرد...ولی وقتی گذشتیم از خم این جاده‌ی دلتنگ...

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.

دختران